نمایشگاه کتاب
۵ابان ماه توی سینما صدف شهر خارک به مناسبت عید قربان نمایشگاه کتاب برگزار کردند من و تو و بابایی هم برای بازدید به نمایشگاه رفتیم و واسه شما دخمل نازم یه کتاب خریدیم قد خودت که اسمش بود یه مورچه بود که بد نبود وقتی اومدیم خونه اونقدر کتاب بزرگ بود وقتی برات میخوندمش تو روی اون نشسته بودی و خوشحالی میکردی و از خوشحالی میزدی روی کتاب اینقد شلوغ میکردی که من نمیتونسنم کتاب رو برات بخونم . مامانی تو خیلی کتاب دوست داری از وقتی کتاب مورچه خانم رو برات میخونم حالا هر وقت بهت میگه مورچه خانم کو سریع میری توی اتاقت و اونو نشون میدی هرچند که تاتی هاتو همشو پاره کردی اما تازگی ها یاد گرفتی که دیگه پاره شون نمیکنی راستی کتابخو...
نویسنده :
ماماني
20:06





